کالکشن بختیاری
بدلپوشی، میان پنهان شدن و دیده شدن؛
آنجا که پوشش، امکان تجربهی هویتی دیگر را فراهم میکند.
هدف ما از ارائه ی این مجموعه به چالش کشیدن سنت ها و هویت های القایی به جنسیت زنان و مردان درجامعه ی سنتی ایران است. که همچنان با قوت در جوامع و قبایل بومی وجود دارد ٬ که به این منظور با الهام از سنتی دیرینه در ادبیات و قصه های ایرانی ، از ایده ی بدل پوشی یا مخالف پوشی در این مجموعه استفاده شد، که به معنی پوشیدن لباس مردانه توسط زنان می باشد و یکی از روش های پنهان کردن موقتی هویت زنان و استفاده از امتیازات هویت مردانه می باشد، و برای از بین بردن تقابل میان مرد و زن، توسط زنان به خدمت گرفته می شده است. این ایده در طول تاریخ و در فرهنگ های مختلف دستمایه ی بسیاری از آثار ادبی و هنری قرار گرفته است.
در طراحی این مجموعه، لباس و اکسسوریها بهعنوان عناصری مستقل و در عین حال مرتبط با یکدیگر، نقش مهمی در روایت مفهوم «بدلپوشی» ایفا میکنند. استفاده از پارچهی دستبافت «چوقا»، که حاصل هنر و مهارت زنان عشایر است، یکی از ارجاعات اصلی این مجموعه به پوشش و فرهنگ بومی محسوب میشود. این پارچه که بهطور سنتی در پوشش مردان عشایر جایگاهی مشخص و هویتی دارد، در این مجموعه در بستری متفاوت بازخوانی شده است؛ جایی که محصول دست زنان، در قالب پوششی با هویت تاریخی مردانه ظاهر میشود. این جابهجایی و بازتعریف، مرز میان تولیدکننده، پوشنده و هویت جنسیتی لباس را به چالش میکشد. در طراحی لباسها و کلاه نیز تلاش شده است تا هر جزء، ضمن قرار گرفتن در یک ترکیب معاصر، ماهیت و پیشینهی اصلی خود را حفظ کرده و بهصورت مستقیم به ریشههای فرهنگی و کاربرد اولیهی خود اشاره کند.
بازتعریف مرزهای قدرت و جنسیت از خلال یک نشانهی بهجامانده از فرهنگ بختیاری
کیف کمری این مجموعه نیز با الهام از کمربندهای مورد استفادهی خانها و مردان ایل بختیاری طراحی شده است؛ کمربندهایی که در گذشته، بهویژه هنگام شکار، به دور کمر بسته میشدند و علاوه بر کارکرد عملی، نشانهای از قدرت، جایگاه و هویت مردانه بودند. در بازخوانی این عنصر، ساختار کمربند به یک کیف کمری تبدیل شده و فشنگها بهصورت نمادین و تزئینی در طراحی آن حضور یافتهاند؛ عناصری که یادآور قدرت، شکار و قلمروهایی هستند که بهطور سنتی در اختیار مردان تعریف میشدند. در کنار لباس و کلاه، این کیف به بخشی از فرایند دگرگونی هویت تبدیل میشود؛ فرایندی که در آن عناصر آشنا از زمینهی اصلی خود جدا شده و در قالبی تازه بازتعریف میشوند، بدون آنکه ریشه و ماهیت اولیهی خود را بهطور کامل از دست بدهند. مجموعه از طریق همین جابهجاییها، تلاش میکند تقابلهای تثبیتشده میان زن و مرد، قدرت و ضعف، و سنت و بازخوانی معاصر آن را به پرسش بکشد.